الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
62
علل الشرايع ( فارسي )
كرده و خود را كشته ، پس چگونه اين عمل را ميتوان به انسان نسبت داد با امتياز او بر حيوان به ( اشرف مخلوقات بودن ) و انسانيت و علم و فضل . جز آنكه ( بگوئيم ) اين قسمت از مردم كه مىبينيد از علوم اهل بيت پيغمبران خود روگردان و اعراض نمودهاند ، و عقايد و احكام خود را فرا گرفتهاند از محل و اشخاصى ( مغرض و جاهل و دور از دين و ديانت ) كه مأمور نبودهاند ( از طرف خداوند كه ) از آنها تعليم و فرا گيرند ( چون چنين كردهاند ) پس گمراه شدند و بجهل و نادانى دچار گرديدند ( و بوادى سرگردانى و هلاكت قدم نهادهاند ) . سپس فرمود : واى به حال اين دسته از مردم ، كجايند و چرا اختلاف ميكنند در چيزى كه فقهاى حجاز و عراق ( عرب و عجم ) هم در آن اختلاف ندارند همانا خداى عز و جل امر فرمود ( بملك موكل ) بقلم كه بنويسد بر لوح محفوظ آنچه كه تا روز قيامت بايد بشود و مىشود دو هزار سال پيش از آفرينش آدم أبو البشر ، و از جمله چيزهائى كه ( ملك موكل به ) قلم نوشت در شريعت و اديانها اين بود كه خواهران بر برادران حرامست ( ازدواجشان ) و نيز نوشت چيزهاى ديگرى كه حرامست چنان كه ما مىبينيم در هر چهار كتاب مشهور در عالم ، تورات ، و انجيل ( پيش از تحريف شدن آنها ) و زبور ، و قرآن ، كه نازل فرموده آنها را خداوند از لوح محفوظ بر پيغمبرانش عليهم السّلام كه تورات بر حضرت موسى عليه السّلام و زبور بر حضرت داود عليه السّلام و انجيل بر حضرت عيسى عليه السّلام و قرآن مجيد بر محمّد صلَّى الله عليه و آله « 1 » و در هيچ يك
--> « 1 » كلمه تورات در لغت عرب بمعنى شريعت و ناموس است و توراتى كه فعلا در دست يهوديانست على التحقيق از حضرت موسى نيست زيرا پر است از خرافات و مطالبى كه هيچ صاحب عقل و شعورى آن را باور نميكند و شمه اى از مطالب آنها در پاورقى اين كتاب اشاره شده ، و گذشته از اين چند نفر از علماى يهود كتابهائى بر رد اين تورات فعلى نوشتهاند ، و دو قسم ترجمه توراتى كه من دارم مشتمل بر پنج سفر ( بكسر سين و سكون فاء و راء ) است سفر تكوين يا پيدايش داراى پنجاه باب سفر خروج داراى چهل باب سفر لاويان ( يا لويان ) داراى بيست و هفت باب سفر اعداد داراى سى و شش باب سفر تثنيه ( يا مثنى ) داراى سى و چهار باب و هر كس بخواهد بداند كه تورات اصلى متضمن چه گفتارى بوده بكتاب حديث قدسى مراجعه نمايد . زبور ( بفتح زاء و ضم باء و سكون واو ) در مجمع البحرين گويد : اسمست براى كتابهائى كه متضمن احكام شرعيه نباشد و براى همين جهت كتاب نازله بر حضرت داود را زبور ناميدند چون احكام الهى در آن ذكر نشده ( زيرا آن حضرت پيغمبر اولو العزم نبوده ) و داراى صد و پنجاه سوره بوده و تمامى آن موعظه و نصيحت و حمد و ثناى الهى بوده ، و زبور فعلى كه جزو كتب عهد عتيق و جديد چاپ شده و نزد من موجود است تقريبا از قرائنى ميتوان گفت قسمتى از آن بعد از آن حضرت تهيه و تنظيم و تأليف شده ، و آن را مزامير هم ميگويند ، و مزمور ( 45 ) آن در باره پيغمبر اكرم و على و فاطمه و ائمه عليهم السّلام است ، و مزمور ( 46 ) آن در باره حضرت ولى عصر ( عج ) است و در قرآن آيه ( 105 ) سوره انبياء به آن اشاره شده . و انجيل - اصل لغت آن يونانيست و گويا از كلمه ( اوانكليون ) گرفته شده و معنى آن آموزش نوين و بشارتست ، و در اصطلاح قرآن عبارت از مجموعهء وحىهائيست كه خداوند به حضرت عيسى عليه السّلام نازل فرموده ، و در فتنه بخت نصر انجيل اصلى از بين رفت و مفقود گرديد و شاگردان آن حضرت چند انجيل نوشتند و بعد از شاگردان آن حضرت كتابهائى نوشته و بنام انجيل ناميدند تا آنكه بين كشيشان گفتگو شد و پس از نزاعها چهار انجيل را معتبر دانستند كه عبارتست از : انجيل متى ( بفتح ميم و تشديد تاء ) داراى بيست و هشت باب و انجيل مرقس ( بفتح ميم و سكون راء و ضم قاف و سكون سين مهمله ) داراى شانزده باب ، و انجيل لوقا ( بضم لام و سكون واو ) داراى بيست و چهار باب ، و انجيل يوحنا ( بضم ياء و سكون واو و فتح حاء و تشديد نون ) داراى بيست و يك باب ، و در ميان ابواب و آيات اين چهار انجيل قسمتى از سخنان و مواعظ حضرت عيسى عليه السّلام ديده مىشود كه متضمن دعوت مردم است بخداشناسى و خداپرستى ، و بعضى از مطالب اين انجيلها آنقدر شرمآور است كه من خجالت ميكشم بنويسم كه چه در آنها نوشته ، و على المشهور بهترين انجيلها انجيل برنابا است كه يوسف بارنابا شاگرد و از حواريين حضرت عيسى بوده آن را نوشته و دانشمند مرحوم حيدر قليخان سردار كابلى آن را به زبان فارسى ترجمه نموده و گويا در كرمانشاه بچاپ رسيده و من آن را نديدهام و بطورى كه شنيدهام و در بعضى از كتابها ديدهام ، كشيشان دشمن سرسخت اين انجيل هستند زيرا صريحا بآمدن پيغمبر خاتم بشارت داده و نام آن حضرت را نوشته و نيز تصريح نموده كه حضرت عيسى بدار آويخته نشده و بجاى او ديگرى بدار آويخته شده و علت ديگرى كه دشمنى كشيشان را به اين انجيل ميتوان گفت آنست كه اگر آن را رسمى و معتبر ميدانستند ديگر نميتوانستند گناه مسيحيان را به بخشند و بهشت را به آنها بفروشند و در مقابل ثروت سرشار بيشمار و منافع بيشمارى را بدست بياورند زيرا اين انجيل حقايق را كاملا بيان داشته و روشن و واضح نموده است . و كتاب اعمال رسولان هم از اين مرد بزرگست كه محتويات آن با قرآن بيشتر مطابقت دارد مخصوصا در شش موضوع مسيح بيهود گفت : به من خدا و پسر خدا نگوئيد ويرا بدار نياويختند بلكه خداوند او را به آسمان برد به بعثت حضرت خاتم الأنبياء محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم بشارت داده « 4 » حضرت ابراهيم فرزند خود اسماعيل را قربانى كرد نه اسحاق را « 5 » آنكه گوساله طلا ساخت و بمردم گفت : اين خداى شماست سامرى بود نه هارون « 6 » گناهان را فقط خداوند ميبخشد و بطورى كه اطلاع يافتم انجيل برنابا در كتابخانه ( فينا ) در ايتاليا موجود است و ليكن ديدن آن بسى مشكل و سخت است زيرا نهى شديد شده كه بدست مردم داده نشود . و در باره قرآن من نميتوانم بلكه كوچكتر از آن هستم كه چيزى بنويسم زيرا اظهر من الشمس و أبين من الامس ، مىباشد جز آنكه بنويسم خوانندگان به خود قرآن و تفاسير و روايات و اخبار و احاديث خاندان نبوت مراجعه فرمايند مخصوصا نهج - البلاغه تا حقيقت مطلب برايشان معلوم گردد و به بينند معنى : و لا رطب و لا يابس ، را .